کد خبر : ۳۵۳
تاریخ انتشار : ۱۰:۴۸ - ۰۴ آبان ۱۳۹۸
لزوم توجه به نکات ایمنی در کارخانه ها:
سقوط درب برقی ورودی انبار شعبه پخش شیرینی بر روی کارگران اهوازی دو مرگ دلخراش آفرید.


هوا گرم و منگ زده است. بوی رطوبت آدمی را میان شرجی های کلافه کننده و پاییز از راه رسیده سرگردان می کند. 9 مهرماه 1398 است.

کارگرها یکی پس از دیگری راس ساعت 7 و نیم صبح وارد شعبه پخش می شوند کارت می زنند و برای انجام وظایف روزانه آماده می شوند. شاید هرگز گمان نمی کردند فرشته مرگ کام شیرینشان را تلخ کند.

هم زمان دو ماشین حمل بار که از مرکز اصلی رسیده اند منتظر خالی کردن بارهایشان هستند. روال کار بدین صورت است که تا ماشین وارد انبار و درب کامل بسته نشود حق خالی کردن اجناس را ندارند.

نخستین کامیون وارد انبارمی شود، درب ورودی انبار که برقی است و حدودا 10 تا 15 تن وزن دارد نیمه باز می ماند. کارگری از آن سو می گوید: بچه ها باید درب را هل بدهیم تا بسته شود. دیگر کارگران از آنجایی که قبلا نیز این کار که وظیفه آنها نبوده را انجام داده اند در ابتدا قبول نمی کنند. بالاخره با اصرار کارگر دستور دهنده با این توجیه که زمان اندک است و باید بار را خالی کنیم، همچنین فشار کامیون دار که می گوید باید سریع برگردد کارگران به سمت درب می روند و شروع به هل دادن می کنند.

مهرزاد، عبدالرضا و رضا همراه با چند کارگر دیگر همان طور که در حال فشار به درب هستند ناگهان متوجه می شوند درب از حالت عادی و ریل خارج شده و به رویشان سقوط می کند.

ازدحام و هیاهو محوطه را در بر می گیرد و هر کسی به طریقی سعی دارد درب 15 تنی را بلند کند که بالاخره به وسیله جک یکی از کامیون داران بعد از حدود 15 دقیقه درب را اندکی بلند می کنند.

عبدالرضا درحالی که خون از دهانش جاری است در جا فوت شده، مهرزاد که دچار پاره گی کبد شده است در بیمارستان فوت می کند. رضا که از ناحیه پا آسیب دیده است را بیرون می کشند و با تاخیر بسیار اورژانس به بیمارستان آیت الله کرمی منتقل می کنند.

کوچه ی کهنه با داغی نو

کوچه ها یکی پس از دیگری در هم تنیده اند. بعضی هایشان را هنوز با نام های قدیمی می شناسند و بعضی دیگر نامشان نو شده است. چه حال خوبی وقتی حس سیر کردن در گذشته برایت زنده می شود.

بوی کهنگی کوچه پس کوچه های مملو از خانه های ویلایی را نفس می کشی. چرا که هنوز در این محله خانه ها به آپارتمان ها و قوطی کبریت های بدون هوا تبدیل نشده اند. این روزها بوی غریبه شدن همسایه ها با یکدیگر بیشتر از گذشته به مشام می رسد وقتی که آدرس چهار خانه بعدی را میپرسی و نمی دانند.

با اندکی پیش رفتن بالاخره پلاک 40 با پارچه های سیاه تسلیت دلخراشی می کند و مطمئن می شوی خانه ای که باید با غمشان روبه رو شوی همین جا است.

زنگ درب در زیر پارچه های سیاه مدفون شده است و مجبوری با کوبیدن دست آمدنت را خبر بدهی. زنی میانسال با چهره ای آرام اما تکیده با خوشرویی در را می گشاید. پیراهن سیاه بر تن این مادر هر لحظه داغ این خانه را گوشزد می کند. بفرمایی می گوید و کمی از استرس اینکه ممکن است چگونه برخورد کنند کم می شود. خانه هم مانند کوچه هایش بوی کهنگی و نای شرجی می دهد. قدیمی ساز اما گرم و دلنشین است.

دختر خانه با شربت آبلیموی خنک وارد می شود تا شاید اندکی تلخی کام را شیرین کند.

علیشاه سلطانیان پدر مهرزاد با کلمات شمرده این گونه آغاز می کند: مهرزاد فرزندم 28 سال و فوق دیپلم فنی داشت و اردیبهشت همین امسال استخدام شد. در کنار راننده وظیفه توزیع اجناس به خرده فروشان را داشت، بعد از اتمام کار نیز به شعبه برمی گشتند و کارهای دیگر از جمله جابه جایی اجناس را انجام می دادند.

او در ادامه می گوید: طبق گفته های بعضی از کارگران این درب قبلا هم دچار مشکل شده است در صورتی که بر اساس ادعای مسئولین شعبه بر اثر هل دادن و فشار، درب از ریل خارج شده و حفاظ مورد نظر که از خروج درب جلوگیری می کرده همان لحظه خراب شده است در صورتیکه اصلا آن حفاظ وجود ندارد.

پدر متوفی ضمن تاکید بر این که وظیفه پسر من توزیع اجناس در کنار راننده بوده است می افزاید: چرا باید بعد از کار نیز بیش از حد مجاز و ساعات اضافه از کارگر درخواست کار شود؟ چرا از کارگر باید جهت هل دادن درب درخواست کمک کنند؟ مگر نه اینکه باید مسئول ایمنی و فنی داشته باشند؟ حتی در انبار نیز لیفتراک یا هر وسیله لازم دیگر وجود نداشته که به وسیله آن زودتر پسرم و بقیه را بیرون بکشند.

برادر متوفی با صدایی گرفته و لرزان در ادامه صحبت های پدر گفت: چرا اگر یک کارتن خیس شود سریع از حقوق کارگر کم می شود اما جان کارگر هیچ ارزشی ندارد و چک کردن سلامت یک درب با این وزن پشت گوش انداخته می شود؟ مسئول ایمنی هم که وجود ندارد. حتی کارگر هم آموزش ندیده است تا مبادا کار قدغنی را انجام ندهد.

سجاد سلطانیان در ادامه افزود: می گویند شخصی که به عنوان بهگر معرفی کرده اند نیز در کنار همین کارگران بوده و مانع هل دادن درب نشده است. یک بهگر تنها آموزشی که دیده موارد بهداشتی بوده که آن هم به کار نیامده است.

وی گفت: کارگری که دستور هل دادن درب را به بقیه داده است باید پاسخگوی این اتفاق باشد. آیا کارفرما به او دستور داده است؟ آیا سر از خود اقدام به این کار کرده است؟ آیا او را توجیه کرده اند که نگوید درب از قبل نیز دچار خرابی بوده است؟ چرا که در مقابل کارشناسان اداره کار گفته است که درب قبلا نیز دچار مشکل بوده است اما بعد از مدتی حرف خود را پس می گیرد.

برادر متوفی ضمن تاکید بر مجازات عادلانه برای مسئول این حادثه افزود: تنها درخواست ما رسیدگی کامل به این اتفاق است چون جان آدمها و نه خیس شدن چند عدد کارتن در میان است. ما نیازی به 5 میلیون کمک نقدی این کارخانه را نداریم زیرا برای مراسم خیلی بیشتر از اینها هزینه کرده ایم. داغ ما روحی و از دست دادن عزیزمان است. در ضمن برادر بنده مجرد بوده است هر چند قرار بود به زودی نامزد کند، اما همکار او عبدالرضا چنانی پدر سه فرزند بود. آیا با این پول ها داغشان کهنه می شود؟ در این روزها بیشتر از کمک مادی مدیریت کارخانه به التیام روحی نیازمندیم.

این درب حفاظ ندارد

علیرضا شعیبی داماد عبدالرضا چنانی متوفی 48 ساله روز حادثه می گوید: در هر شعبه مسئول باز و بسته کردن درب، انبارداراست و اگر مشکلی به وجود آید باید اطلاع بدهد. اما در روز حادثه وقتی کارگران اقدام به گشودن درب می کنند، تا نیمه باز می ماند و بسته نمی شود که توسط یکی از کارگران به بقیه اعلام می شود آن را هل بدهند. به گفته کارگران و شخص دستور دهنده ای که بعدها حرف خود را پس گرفت این درب بارها دچار خرابی و چند سال پیش بر اثر برخورد یک کامیون دچار مشکل و تعمیر شده بود. همچنین درب حفاظ اصلی که مانع خارج شدن از ریل می شود را ندارد و همین قضیه باعث واژگونی آن به روی کارگران شد. اگر آن حفاظ وجود داشت امکان اینکه از ریل خارج شود نبود.

وی در ادامه افزود: در طی این مدت تنها کمک مادی که از جانب شرکت به خانواده متوفی عبدالرضا چنانی شد مبلغ 5 میلیون تومان پول نقد بود. متوفی 15 سال سابقه کار مستمر در این شرکت را داشت که با وجود 3 فرزند دریافتی ماهانه او مبلغی حدود 1 میلیون و 800 هزار تومان بود و تا اکنون نیز هیچ خبری از مسئولین این شرکت نشده است.

عجله ای که مرگ آفرید

حسین کارگری که دستور بستن درب را داده است و سابقه کار اندکی دارد می گوید: آن روز دو دستگاه ترانزیت هم زمان با هم آمده بودند و باید بار را خالی می کردیم چرا که یکی از آنها مرتب می گفت عجله دارم.

کامیون باید وارد انبار و درب بسته شود تا بار را خالی کنیم. کامیون وارد شد اما درب تا نیمه باز ماند. بقیه کارگران را صدا کردیم که برای کمک درب را هل بدهند. اول راضی نشدند اما با اصرار و اینکه باید هر چه سریع تر کار انجام شود قبول کردند.

وی افزود: همه کارها در انبار به عهده ماست و خودمان باید کار را به اصطلاح جمع کنیم. قبلا نیز یک بار که برق ها قطع شده بود درب را همینگونه هل داده بودیم و مشکلی پیش نیامده بود. بعد از چند دقیقه آن اتفاق افتاد و فقط به دنبال این بودیم که وسیله ای پیدا و درب را بلند کنیم که تنها جک ماشین یکی از کامیون داران به دادمان رسید.

بهگر یا مسئول ایمنی

علی بندرزاده یکی دیگر ازکارگران انبار که علاوه بر این سمت با عنوان بهگر نیز کارهای مربوط به بهداشت ایمنی را انجام می دهد اظهار داشت: کارگر ثابت انبار هستم و در اسفند ماه سال گذشته با گذراندن دوره های آموزشی در بهداشت غرب عنوان بهگر را نیز دریافت کردم تا در صورت لزوم بتوانم کمک های اولیه بهداشتی را نیز انجام بدهم اما دوره هایی که مربوط به ایمنی تجهیزات باشد را نگذراندم. در هنگام حادثه در محل حاضر نبودم و پس از آن به سمت کارگران رفتم.

طبق فیلمی که توسط دوربین مدار بسته ضبط شده و در اداره کار موجود است کارگران بدون اطلاع به کارفرما و سر از خود اقدام به بستن درب کردند. اگر درب خراب بود باید به انبار دار اطلاع می دادند.

این درب یک بار در سال 90 بر اثر برخورد یک کامیون با آن دچار خرابی و تعمیر شد. اگر بر اثر قطعی برق نیز وقفه در کار می افتاد نباید اقدام به بستن آن می کردند.

الزام استخدام مسئول ایمنی آری یا نه؟

یوسف قنواتی کارشناس ایمنی و بهداشت در مصاحبه با خبرنگار اخبار حکمتگفت: در حال حاضر حتی پیمانکاران نیز ملزم به داشتن مسئول ایمنی نیستند و در خیلی از موارد دست کارفرمایان برای این موضوع باز است. اداره کار و رفاه ایمنی به تازگی با بخشنامه ها و طرح های نو، شرکت ها و کارفرمایان را برای داشتن مسئول ایمنی تحت فشار قرار داده است. در خیلی از ارگان ها نیز گواهی صلاحیت ایمنی می دهند اما اجباری نیست. با این حال اگر حادثه ای رخ دهد الزامات را در نظر می گیرند.

در مراکز پخش و نمایندگی ها هم وضعیت مشابهی است و الزامی برای استخدام مسئول ایمنی نیست چرا که مشمول قانون اداره کار می باشند و در اداره کار نیزاجباری وجود ندارد. بازرسان اداره کار هر زمان اتفاقی بیفتند جهت رسیدگی مراجعه می کنند. از آنجایی که تعداد شعب پخش، شرکت ها و کارگاه ها نیز نسبت به کارشناسان ایمنی بسیار است امکان بازدید و رسیدگی مداوم وجود ندارد.

بنابراین بعد از یک حادثه کارشناس اداره کاربه محل حادثه مراجعه می کند و درصد تقصیرات چه از جانب کارگر و چه کارفرما را مشخص می کند تا رای نهایی صادر شود.

وی در ادامه افزود: قریب به دو سال است انجمن مسئولین ایمنی با برگزاری دوره های آموزشی لازم جهت ایمنی تحت نظارت اداره کارفعال است. کارفرمایان می توانند نیروهایی را جهت آموزش به این مراکز معرفی کنند. در شعب زیر 25 نفر کارفرما می تواند یکی از کارگران را با عنوان بهگر تحت نظارت بهداشت آموزش بدهند و در کارگاه استخدام کند. اما بهگر الزاما مسئول ایمنی نیست و فقط می تواند دستورات بهداشتی را به کارگران گوشزد کند چرا که تنها در رابطه با موارد بهداشتی آموزش دیده است و این خود یک نقص و خلاء قانونی است که یک بهگر بخواهد مسولیت ایمنی را نیز بر عهده بگیرد. همچنین آموزش کارگران نیز در دوره های مستمر می تواند تا حد قابل قبولی حوادث ناشی از کار را کم کند.

قنواتی در ادامه بیان کرد: متاسفانه خلاء های قانونی در قانون اداره کار بسیار است که وزارت کار و رفاه اجتماعی در حال رفع آن است اما همه می دانیم به یکباره نمی توان تمامی این قانون پر از نقص و اشکال را زیرو رو کرد.

در صورت قصور قبول مسئولیت می کنیم

مسئول روابط عمومی کارخانه مرکزی در گفتگو با خبرنگار اخبار حکمت گفت: درکارخانه مرکزی اکیپ های فنی وجود دارد که مرتب به مسایل مربوط به خرابی سیستم ها، برق، یخچالها، ساختمان و غیره رسیدگی می شود. حتی کامیون ها نیز مرتب از هر نظر چک می شوند. در شعب شهرستانها از آنجایی که تعداد نفرات زیر 25 نفر است تعریفی برای مسئول ایمنی نشده است و الزامی وجود ندارد. اما با این حال برای موارد بهداشتی از میان کارگران یک نفر انتخاب و طی آموزش های لازم در بهداشت به عنوان بهگر معرفی می شود که از نظر ما می تواند ناظر بر مسایل ایمنی باشد.

علیرضا صمدی در ادامه افزود: حتی برای نصب یک تابلوی تبلیغاتی در شعب اکیپ فنی خودمان را اعزام می کنیم و از هیچ تابلوسازی درخواست نصب نداریم. البته مدیر شعبه خود نیز باید موارد خاص ایمنی را مرتب چک کند و اشکالات را به مراتب بالاتر گزارش بدهد. اگر این درب دچار مشکل بوده است باید گزارش آن رد می شد که طی ماه های اخیر گزارشی دریافت نکردیم.

وی بیان کرد: به هیچ عنوان منکر مسئولیت خود در برابر کارگران نیستیم و پس از کارشناسی تابع نظر قانون هستیم که اگر کم کاری از جانب ما بوده است حتما قبول تقصیر و جبران خسارت خواهیم کرد.

آموزش راهی که کمتر رفته ایم

اگر هر روز سری به صفحات حوادث خبرگزاری ها بزنید خبرهایی از آسیب دیدن کارگران در محل کار را می بینید. به خاطر همین آمارهاست که ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی در میان کشورهای جهان رتبه 102 را دارد. در بخش حوادث بزرگترین مشکلی که در زمینه حوادث کارگران وجود دارد این است که کارفرمایان الزامی برای رعایت مسائل ایمنی ندارند. اهرم های فشار بر دوش کارفرما نیست. جان انسانها هم کم ارزش شده است. مسئولانی که باید به فکر باشند و ارزش جان انسانها را بفهمند، کم هستند. ما نیاز داریم در این باره تغییرات قانونی صورت بگیرد.

کارفرما با خود می گوید نهایت بیمه پول دیه را می دهد و نظارتی بر اعمال کاری او کمتر وجود دارد. در حالیکه آسیب یک کارگر می تواند یک خانواده را از هم بپاشاند اما آن کارفرما حتی یک شب هم به بازداشتگاه نمی رود.

نکته قابل ذکر این است که مسئولین ایمنی نیز نباید حقوق بگیر کارفرما باشند تا مبادا حق السکوتی دریافت کند.

تشکل های کارگری عزم جدی دارند اما متاسفانه عزم جدی در وزارت کار و رفاه اجتماعی وجود ندارد.

طبق گفته های علی خدایی عضو کارگری شورای عالی کار، بازرسی وزارت کار وظیفه کنترل ایمنی کارگاه ها را بر عهده دارد که کلا 800 نفر بازرس برای نظارت بر ایمنی کار دارد. اگر این عدد را ضربدر بر کارگاه های موجود در کشور کنیم که رقمی برابر با سه و نیم میلیون کارگاه است. به این نتیجه می رسیم که بازرسی هر کارگاه هر 5 سال یک بار انجام خواهد شد.

شاید کمترین کاری که در این بی تدبیری ها می شود انجام داد آموزش کارگران باشد تا کمتر در معرض حوادث اینچنینی قرار بگیرند.

حتی اگر کارگران بر خلاف مقررات و نه از سر فشار کاری اقدام به جابه جایی درب کرده باشند اگر آموزش مسمتر دیده بودند آیا باز هم اصرار به جابه جایی درب بدینگونه داشتند؟

این روزها کمتر حواسمان به آگاه سازی ها است.



گزارشگر: مهرنوش طافیان
نام:
ایمیل:
* نظر: