کد خبر : ۳۳۹
تاریخ انتشار : ۱۳:۴۱ - ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۸
سیلاب به شادگان که رسید اخطار تخلیه برای بعضی از روستاهای این شهرستان نیز صادر شد. صراخیه یکی از این روستاهاست که با وجود ساختن سیل بند برای جلوگیری از نفوذ سیلاب به داخل روستا، اما حالا تقریبا خالی از سکنه شده است. روستای گردشگری صراخیه حالا با حال و هوایی دیگر از دوستداران گردشگرو طبیعت دوست استقبال می کند...


به گزارش سایت اخبار حکمت؛ همه چیز شاید درست همان روزی آغاز شد که تالاب شادگان دوباره پرآب شد.

وقتی سیلاب به سمت شهر شادگان حرکت کرد، اولین مقصد آن آغوش تالاب بود، تالاب تشنه ای که انبوه آب را پذیرا شد جان گرفت و دوباره زنده شد.

حالا می توان در کنار جاری شدن سیلاب بر جاده شادگان و حرکت کند خودروهایی که مقصد آنها شادگان است، موتور سوارانی را دید که با اشتیاق به سمت تالاب در جاده حرکت می کنند. موتور سوارانی که حالا دوباره مثل قدیمها تور ماهیگری را در تالاب رها می کنند و انواع ماهی بنی و پرورشی صید می کنند و در بازار شهر و سر جاده به فروش می رسانند.

با وجودی که کم کم برخی روستاها دارند تخلیه می شوند و دامداران همراه دامهای خود به اطراف شادگان پناه می گیرند اما تصویر امروزه تالاب چهره افسرده ای نیست. تالاب با چهره ای خندان به رهگذران سلام می کند.

ابوبشیر با بلم چند نفره اش مشغول جا بجایی افراد غیر بومی در روستا است. افرادی که برای کمک و امداد به بازماندگان در روستای صراخیه به شادگان آمده اند.

او ماهیگیر است و با بلم خود از تالاب انواع ماهی را صید می کند. می گوید: خانواده ام را به همراه اسباب و وسایل زندگی به جای دیگری منتقل کرده ام . حالا در روستا نزدیک به 30 خانواده باقی مانده اند و باقی به اهواز، آبادان و دارخوین رفته اند. چند روزی است که آب وارد خانه های ما شده است و همچنان دارد پیش روی می کند.

حالا قایق های کوچک و بزرگ تنها وسیله ارتباطی در روستای صراخیه است. قایق ها آرام آرام در کوچه ها حرکت می کنند و کمکهای مردمی در شرایط سختی به بازماندگان در روستا ارسال می شود.

صادق وقتی دوربین عکاسی چهره آقتاب سوخته اش را شکار می کند اعتراض می کند و می گوید: عکاسی نکنید. ما بدبخت و آواره نیستیم. یک روز این سیلاب تمام می شود و ما دوباره به خانه هایمان باز می گردیم. اینجا روستای پر برکتی است حال و روز افسرده حالایش را نگاه نکنید.

صادق به تابلویی اشاره می کند: پخت و پز غذای محلی.

و حالا مضیفی که برای گردشگران بر پا شده بود را نشانه می گیرید و ادامه می دهد: ایام عید و زمستان اینجا پذیرای گردشگران ایرانی و خارجی می شود. همه روستای ما خیر و برکت است. باز اشاره می کند به آب که هر لحظه حجم آن بالا و بالاتر می رود.

ابوماجد با چشمانی اشک آلود آب را با سطل به سمت گاومیشهای خود منتقل می کند. چهره افسرده او از سیلاب نیست از تنهایی اش است و دردی که این روزها دامنگیر او و سایر مردم روستایش شده است.

-اینجا یک انبار قدیمی و متروکه است. ما دامداران صراخیه به اینجا پناه اوردیم جایی نداریم که برویم. با زن و بچه هایمان اینجا پناه آورده ایم.

حالا در ورودی شادگان یک انبار قدیمی که سالها پیش رونق اقتصادیش از بسته بندی و تفکیک گونه های خرما بوده است، پناه گاه سیل زدگان روستای صراخیه و رگبه شده است. نزدیک به 20 خانواده با حداقل امکانات موجود در محل ساکن شده اند.

ابوماجد سطل آب را جلوی یکی از گاومیش ها در ظرفش خالی می کند. صدای یکی دیگر از گاومیشها بلند می شود. این یعنی من هم تشنه هستم.

دستان خسته ابوماجد سطل را این بار به طرف گاومیش دیگری حرکت می دهد.

حالا ابوماجد بعد از فوت همسرش تنهایی اش را با مراقبت از گاومیشها پر می کند. می گوید: کاش در خانه خود بودم. هیج جا خانه آدم نمی شود. درد پشت درد، آخر مگر یک آدم چقدر تحمل دارد. دوباره صدای گاومیشها بلند می شود و باز ابوماجد تن خسته اش را به طرف آب هدایت می کند.

خروش آب بیشتر و بیشتر می شود. سکینه، علی، سعید، رقیه و...در کوچه های پرآب شروع به بازی می کنند و زنان در آستانه درب خانه های پر آب نظاره گر شادی کودکان می شوند.

روستای گردشگری صراخیه در دل تالاب بین المللی شادگان امسال پیش از سیلاب بیش از 165 هزار گردشگر را پذیرا بود که اگر سیلاب اجازه می داد با توجه به شرایط آب و هوا و جذابیت زندگی ساکنان این روستا می شد بر تعداد گردشگران آن افزوده شود و رونق اقتصادی منطقه را بیشتر می کرد.



گزارشگر:مهناز بنی تمیم


نام:
ایمیل:
* نظر: