کد خبر : ۳۳۷
تاریخ انتشار : ۰۰:۵۳ - ۲۹ فروردين ۱۳۹۸
مقصد کوت سید صالح است که اکنون یک هفته ای می شود که مسیر ارتباطی آن با شهر اهواز قطع شده است و اهالی برای عبور و مرور از قایق استفاده می کنند.
مقصد اول: خانه ای خیابان آهن افشار

به گزارش سایت اخبار حکمت؛ درب که گشوده می شود کودکانی قد و نیم قد به استقبال ما می آیند. سما، سنا و فردوس بسته های نان را بار نیسان می کنند و سعید و محمدصادق  کیسه های حاوی ظروف غذا.

خانه را ترک می کنیم و به سوی کوت سید صالح حرکت می کنیم منطقه ای با بیش از 5هزار نفر جمعیت.

بعد از گذشتن از خیابان کناری بیمارستان سینا به آبی می رسیم که حالا میان دو طرف شهر را فاصله انداخته است. جمعیت زیادی منتظر ایستاده اند تا به وسیله قایق به خانه خود یا بستگان خود در کوت سید صالح بروند. زنی که منتظر ایستاده است می گوید: الان یک هفته است که مسیر ارتباطی قطع شده و تازه امروز نیروهای سپاه مشغول راه انداختن این پل شناور هستند. زن از طریق موبایل با بستگان خود در آن سوی آب صحبت می کن:

-آب می خواهیم. دیگر آبی برای خوردن نداریم.

قایق که می آید ظروف غذا را در قایق می گذاریم و ما نیز به همراه مردی که با تماس تلفنی ما را از وضعیت منطقه خود آگاه کرده بود، حرکت می کنیم.

ظروف غذا خیلی سریع بین اهلی تقسیم می شود. زنی عصا به دست جلو می آید. می گوید: مادر من میخواهیم بروم عمیره میخواهم از حال بستگانم خبر بگیرم.

ظرف غذا را به دستش می دهم. زن می ماند و زول می زند به قایق. زنان و مردانی از قایق دیگری پیاده می شوند و اهالی به استقبالشان می روند. یکی کودک را از آغوش زن می گیرد و دیگری چمدان سنگین را از دست مرد. آنها از روستای جنگیه آمده اند. پیرزن عصا به دست به طرف آنها می آید: مادر می خواهم بروم روستای عمیره. می خواهم از بستگانم خبر بگیرم.

زنی که اهالی اورا به نام دریس صدا می زنند باقی مانده غذا را بین مردانی که خسته و تنیده روی زمین نشسته اند تقسیم می کند. صدای نفس زدن مردان شنیده می شود. یکی از آنها می گوید: 17 روز است همین وضعیت را داریم. شب و روز روی سیل بند کار می کنیم. زندگی مان شده است حفاظت از این سیل بندی که هر چند روز از جایی شکسته می شود. 

مردی با صورتی آفتاب سوخته و عرق کرده پاهای ورم کرده اش را روی زمین دراز می کند ومی گوید: مردم این منطقه یا کشاورز هستند یا راننده. زمینهای ما همه به زیر آب رفته و دیگر هیچ سرمایه ای نداریم. افرادی هم که مثل من راننده هستند بعد از قطع شدن مسیر ارتباطی دیگر نمی توانند تردد کنند و بیکار شده اند.

ابو محمد که بیش از 60 سال سن دارد روی صندلی کنار خانه اش نشسته است و به امواج آب در پشت سیل بند نگاه می کند. می گوید: سال 47 همچنین سیلابی در اینجا اتفاق افتاد آن موقع بیرون از ایران کار می کردم. وقتی از ماجرای سیلاب مطلع شدم به اهواز برگشتم از چهار راه آبادان تا کوت سید صالح را آب زیادی فرا گرفته بود...

ابومحمد همینطور ازسیلاب حرف می زد. او سیلاب را هم نعمت میدانست و هم عاملی برای ازبین رفتن زحمات کشاورزان.

و حالا ابومحمد که 15 هکتار زمین زراعی خود را در سیلاب امسال از دست داده است. او می گوید: من کشاورزم و اینجا سرزمین من است.
دوباره میاییم به کنار سیل بند و در ردیف افرادی که می خواهند به اهواز بروند صف می گیریم. همراه با تعدادی از اهالی کوت سید صالح سوار قایق می شویم. حرکات قایق شدت می گیرد مردی که چوب بزرگی در دست داشت از اهالی می خواهد تا همه در کف قایق بنشینند تا تعادل قایق برقرار شود.

حالا پلی شناور توسط نیروی سپاه در حال راه اندازی است. پلی که قرار است مسیر ارتباطی اهالی را با شهر اهواز برقرار کند.

حالا اهلی روستای جنگیه، ام الدبس و عمیره بر جمعیت 5هزار هفتصد نفری کوت سیدصالح اضافه می شوند. روستاهایی که ابتدا مزارعش به زیر آب رفت و حالا خانه هایش.

زن عصا به دست به کنار قایق می آید: مادر، من از عمیره آمده ام دار و ندارم را آب برد مرا ببر تا از بستگانم نشانی بگیرم. مادر....

گزارشگر: مهناز بنی تمیم

نام:
ایمیل:
* نظر: