کد خبر : ۲۹۵
تاریخ انتشار : ۱۴:۰۶ - ۰۳ مهر ۱۳۹۷
خشم، يكي از محصولات نگرش قومي است؛
سوال این جاست که سهم هریک ازاین اقوام در اداره ی اهوازتا چه اندازه بوده است؟ آیا توزیع قدرت در اهواز عادلانه صورت پذیرفته؟ آیا صرف ِمتعلق بودن به هریک از این هویت های فرهنگی سهم خواهی راتوجیه می کند؟
این یادداشت در هفدهم اسفند سال ۸۹ در «خوز نیوز» منتشر شده بود، اکنون به ضرورت، با اندکی تغییر در «اخبار حكمت» بازچاپ می شود.

یادداشتی از مهدی مرادی


چند فرهنگی (Multiculturality) یکی از ویژگی های جوامعِ مترقی ست. شهرهای بزرگ آمیزه ای از هویت ها و فرهنگ های متفاوت اند و این تکثر و گونه گونی به پدیدآمدن هویت تازه می انجامد، در ایران شهر آبادان از این بابت مثال زدنی ست. گاه اما در این میان چندان جدل، تعارض و اختلاف به وجود می آید که هر گروه در پی منافع خود ناهمدلانه از گفت و گو با گروه های دیگر سرباز می زند و ازنگاه به مناظر دیگرچشم می پوشد. خشم، یکی از محصولات نگرش قومی ست. چنین گروهی خواستار آن است که دیگر گروه ها رادر خود هضم وادغام کند. به جای آن که همه ی هویت ها درهویتی رنگین استحاله بیابند یک فرهنگ غالب می کوشد فرهنگ های دیگر را به تسلیم دربرابر خود مجاب کند.

خوزستان از دیرباز به واسطه ی ظهور نفت، تلاقی گاه برخورد فرهنگ های مختلف بوده است. نفت، با خود عناصر مدرن آورد، خوزستان با فرودگاه و راه آهن وبندرگاه آشنا شد، وسیل جویندگان کار را به شهرهای استان سرازیرکرد. اهواز به عنوان مرکز استان یکی از شهرهایی ست که طیفی از اقوام را درسپهرخود جای داده است. در اهواز اقوامِ عرب، بختیاری، شوشتری، بهبهانی، دزفولی، اصفهانی، کرد، ترک و ... سالهاست در کنار هم زندگی می کنند. حتی اقلیت های مذهبی اعم اززرتشتی، مسیحی، صابئین و... نیز دیر زمانی در اهواز زیستن در همسایگی هم را تجربه کرده اند. بماند که چه دیدگاه های ویران گری این اقلیت ها را از اهواز کوچاند و جز اندکی از ایشان برجا نمانده است.

 سوال این جاست که سهم هریک ازاین اقوام در اداره ی اهوازتا چه اندازه بوده است؟ آیا توزیع قدرت در اهواز عادلانه صورت پذیرفته؟ آیا صرفِ متعلق بودن به هریک از این هویت های فرهنگی سهم خواهی راتوجیه می کند؟ تجربهِِ ی انتخابات مجلس و شورای شهر نشان داد که هرگاه قومی یکسره بر سر کار آیند و همه ی صندلی ها را تصاحب کنند نتیجه چندان مطلوب نخواهد بود.

چنین است که نه تنها در اهواز بلکه در شهرهای دیگر استان نیز با ظهور چهره هایی در عرصه ی مدیریت مواجهیم که برآمده از رای آگاهانه ی شهروندان نیستند بلکه پیرو تایید فلان "شیخ" و بهمان "خان" انتخاب شده اند. چنین آرایی نه از سرعقلانیت و خرد نه حتی " باری به هرجهت، " که برای خوش آیند بزرگان "قبیله" وسران "ایل" گردآوری می شوند، تاییدِ ساخت و ساحتِ سنتی قدرت!

بازی یکسره باختِ نگرش قومی لطمه های جبران ناپذیری به پیکره ی شهرهای خوزستان به ویژه اهواز وارد آورده و به اعتقاد نگارنده می تواند به عنوان مهمترین عنصردر آسیب شناسی مدیریت در خوزستان شناخته و مطرح شود. این گفتمان حتی در انتخابات مهمی مانند مجلس شورای اسلامی با جدیت بسیار دنبال می شود و هرگروه نژادی و کروموزومی که اعضای بیش تری داشته باشد شانس بیشتری برای تصاحب جایگاه های مدیریتی خواهد داشت.

ظاهراً همه چیز براساس اصول دموکراتیک پیش می رود اما آنچه غایب است شعور مداری و آگاهی مندی حاکم بریک فضای دموکراتیک است. خبرگان بسیار و کاربلدان بی شمار از گردونه حذف می شوند تنها به صرف این که عضو طایفه ای بزرگ نیستند. بی حرمتی به مفهوم شهروند را می توان در چنین نگرشی به آسانی رصد نمود. خشم، به عنوان یکی از محصولات تفکر قومی، مدام باز تولید می شود. یک بررسی آماری در حوزه ی انتخابات اهواز و شهرهای دیگر استان نشان خواهد داد که مردم در خوزستان تا چه اندازه قومی رای داده اند.(این محور را به عنوان یک پژوهش می توان دنبال کرد). غم انگیز آن که چنین فضایی به انفعالِ هویت های غیر مسلط بینجامد و آن ها عرصه ی رقابت را با پیش فرضِ شکست ترک کنند. حافظه ی جمعی می گوید چنین انتخاب هایی عزل و نصب های غیر علمی و بررسی نشده ی بسیار در پی داشته است. نماینده ای که بانگرش قومی انتخاب شده در شعاع اختیار خود دست به تغییرات می زند و از رییس اداره ی ارشاد این شهر گرفته تا مدیر آموزش و پرورش آن شهر مُهره جابه جا می کند. در این میان آن چه مغفول واقع می شود تخصص است و آنچه نادیده انگاشته می شود تجربه.

اپیدمیِ عزل و نصب بی اساسِ مدیران در اهواز و ظهور مدیریت عشیره ایِ ایلی بستر خشم ورزی و نفی «دیگری» را فراهم می آورد و  گسترش مفهوم شهروند را به تعویق می اندازد.

نام:
ایمیل:
* نظر: