کد خبر : ۲۹۳
تاریخ انتشار : ۱۷:۰۷ - ۰۱ مهر ۱۳۹۷
هنر خوب زيستن
به بهانه هفتادوهشتمين سالگرد تولد استاد محمدرضا شجريان


يادداشتي از روح الله شريعتي 

پاییز، دیگر سرد نخواهد بود وقتی صدای گرم تو به آن جلوه میدهد؛ و چه زیباست شروع فصلی که با گامهای تو آغاز می شود.

یکم مهرماه ۱۳۱۹ طفلی وارد منظومه شمسی می شود که بعدها ستاره ای پر فروغ در آسمان هنر ایران می گردد و خورشید وجودش گرما بخش دلهای بی قراری شد که جستجوگر هنرمندی ناب بودند.

محمدرضا شجریان نور چشم پدری بود که او را با ذوق به محافل قرآنی برده و صدای داودی اش را به رخ اهالی خراسان می کشید و بعدها که به سنین جوانی رسیده بود راهش را از پدر جدا نمود و وارد عرصه موسیقی اصیل ایرانی شد.

داوود پیرنیا آن پیرمرد اخموی بداخلاقِ برنامه ی گلها وقتی برای اولین بار صدای شجریان را می شنود؛ شگفت زده می شود و می داند تنها اوست که می تواند مسولئیت این امانت بزرگ را به دوش بکشد.

شجریان به تهران آمده بود و فصلی دیگر از زندگی پر فراز و نشیب او آغاز شده بود و به جرات می توان گفت که تا به امروز در تاریخ موسیقی اصیل ایرانی کسی همتای او ظهور نکرده است.

محمدرضا شجریان انسانی چند بُعدی است که نه تنها در موسیقی در اوج بوده بلکه در ادبیات، رفتار اجتماعی و رفتار سیاسی نیز بی همتاست و تنها برای مردم است که سر تعظیم فرود می آورد.

او یک گُل باز و پرورش دهنده ی گُل، ورزشکار و کوهنورد، نجار زبردست سازنده ساز و یک خطاط مسلط به قلم و مرکب می باشد.

هنرمندی که آستانه تحمّلش برای دردهای مردم بسیار پائین بوده و آنجا که زن ایرانی دست فروشی را کنار خیابان می بیند؛ از گریستن، خجالت نمی کشد.

از وضعیت جسمانی او اطلاع دقیقی در دست نیست ولی می گویند هنوز پای خیلی چیزها ایستاده است:

پای بغض آنانی که در امتحان های ورودی، مردود می شوند.
پای صدای جاروی بلند رفتگری که ۴ صبح، گُل سنگم می خواند.
پای حسرت یک لیوان آب خوش، در گَلوی کارگران شیفت شب فاضلاب.
پای عناصر اضافی، نامطلوب و معتادان کارتن خواب.
پای همه آنانی که می دَوند ولی نمی رسند.

قسم به انسانیت
قسم به پاهایی که می ایستند.

زاد روزت فرخنده
تندرستی ات پایدار و سایه ات بر موسیقی ایران، مستدام باد.

نام:
ایمیل:
* نظر: