کد خبر : ۲۷۸
تاریخ انتشار : ۰۰:۰۲ - ۳۱ مرداد ۱۳۹۷
اهواز، شهر بي فرهنگسرا/1
گفتیم ما هم مثل زنده یاد کیومرث صابری فومنی معروف به "گل آقا" دو کلمه حرف حساب(!) بنویسیم که نوشتیم و شما می توانید بخوانید:

نوشتاری از صاف صادق اهوازي


امروز می خواهم درباره فرهنگ و فرهنگ سرا بنویسم؛ هرچند که ضرورتی نمی بینم که درباره آن مطلبی قلمی کنم؛ ولی برای خالی نبودن عریضه و این که عده ای نگویند همه ی مطالب سیاسی شده و کسی درباره لزوم ساخت و توسعه فرهنگ سرا و هکذا فرهنگ و توسعه فرهنگی جامعه سخنی نمی گوید و چیزی نمی نویسد، گفتیم ما هم مثل زنده یاد کیومرث صابری فومنی معروف به "گل آقا" دو کلمه حرف حساب(!) بنویسیم که نوشتیم و شما می توانید بخوانید:

فرهنگ راگنجینه‌ای از دستاوردهای مادی و معنوی بشری و به وجودآورنده باور‌ها، ارزش‌ها، نگرش‌ها و هنجارهای مورد قبول یک جامعه برشمرده اند که نوع رفتار مردم را مشخص می‌کند. یعنی: افزایش توانایی‌های علمی و اخلاقی انسان ها و رشد و تعالی آن ها در ابعاد مادی و معنوی...

وقتی به استان خودمان یعنی خوزستان نگاه می کنم و می بینم که حتا ذره یا خس و خاشاکی به نام "فقر فرهنگی" در استان وجود ندارد و هرچه هست انبوه ثروت و دانش فرهنگی است به خود می بالم که در استانی زندگی می کنم سطح فرهنگ اش به سقف آسمان چسبیده است و هر لحظه ممکن است به قول حافظ:" بدون گل برافشاندن و می در ساغر انداختن؛ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم!"

البته باید بگویم: شوربختانه استان "زرخیز"مان- که اینجا منظور از مقصودمان فرهنگ خیز است- از نظر حجم دیگر جایی برایش باقی نمانده و مسوولان مربوط و غیر مربوط هم کاری برای صدور این ثروت فرهنگی- که گویا گنج قارون هم پهلوی آن لنگ می اندازد- نمی کنند و انگاری منتظرند دستی از عالم غیب به در آید و به مردم و مسوولان دیگر کشورهای نیازمند فرهنگ و توسعه فرهنگی کمک و یاری برساند که در حقیقت می رساند اما نه از عالم غیب که از عالم هاله های نور!

انگاری از جاده توسعه فرهنگی و هکذا ساخت و توسعه فرهنگ سرا خارج شدیم و داریم به بیراهه فرهنگی می رویم! چه خوب شد که زود شیرفهم شدیم در غیر این صورت ممکن بود تا چهل سال دیگر هم حتا ماست فهم هم نشویم که داریم ساز ناهنجار خودمان را می نوازیم!

نمی دانم چرا تا "هلال" یک "سینما" "خسوف" می کند؛ جلدی عالم و آدم به تکاپو می افتند و این در آن در می زنند که بگویند فرهنگ دارد از بین می رود و توسعه فرهنگ به خطر افتاده است در حالی که اگر کمی تحقیق کنند و موارد این چنینی را سطحی نگاه نکنند در می یابند که "هلال" باید با "احمر" همراه باشد نه با"احمد"!

در حقیقت، "دیگ" هلال نباید تنها برای "من" بجوشد که باید برای"ما" جوش بزند. منافع "شخصی" باید به در راستای منافع "مردمی" باشد. وقتی می توان هلال یک سینما را کامل و به فرهنگ سرا تبدیل و جمعیتی را بهره مند کرد چرا اقدامی نکنیم؟!

انگاری باز از اتوبان یک دست فرهنگ به جاده خاکی زدیم!

وقتی خوزستان به ویژه کلان شهر اهواز از ثروت فرهنگی نای نفس کشیدن ندارد و کسی هم به آن صورت از مکان های فرهنگی و هنری و حتا ادبی استقبال چندانی نمی کند و بیش تر اعضای محافل ادبی اهواز هم مشترک اند؛ وقتی مردم و مسوولان به جای رفتن به سینماها توی منزل می نشینند و تخمه می شکنند و دمنوش می نوشند و تلویزیون تماشا می کنند و با استفاده از گوشی ها، تبلت ها و لپ تاب های شان فیلم و سه ریال! تماشا می کنند و در فضای مجاز٢٤ ساعته پیاده روی و برخی وقت ها هم پرواز می کنند، نشانگر این است که لبریز فرهنگ اند و نیازی نه به فرهنگ سر دارند و نه سینما و نه تاتر! هرچند که دیگر در کلان شهر ما اهواز نسل تاتر منقرض و این رشته هنری منسوخ شده و از بین رفته است و حتا از میان فرهنگ های لغت هم رخت بربسته است!

به هر روی، خبرنگاران و روزنامه نگاران و برخی مسوولان به جای انتقادهای نابه جا از فقر فرهنگی و کمبود سالن های فرهنگی یا عدم توسعه فرهنگی، کلاه شان را قاضی کنند و بعد بگویند: وقتی مردم سرزمین "زرخیز" مان خوزستان که "زر" آن را مال خود کرده اند و "خیز" آن را مسوولان تهرانی و دیگر استان ها می برند!! دارند با فرهنگی که از آنِ خود آن ها است، یعنی دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات و چند نقطه زندگی می کنند؛ دیگر چه نیازی به سینما و فرهنگ سرا دارند؟!

خوزستانی ها حتا نیاز ندارند که فرهنگ را به وسیله ی آموزش به نسل بعدی خود منتقل کنند؛ اما می توانند استان های دیگر از جمله برخی تماشاگرنمایان دو تیم پرطرفدار تهرانی را آموزش فرهنگی دهند تا یادشان بیاید که اگرچه ورزشگاه آزادی رفته اند اما آزاد نیستند که فقر فرهنگی خود را با استفاده از پرتاب اشیا و صداهای ناهنجار به هموطنان شان تحمیل کنند!

نام:
ایمیل:
* نظر: